درباره

‏نمایش پست‌ها با برچسب مذهب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مذهب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

جمهوری اسلامی، تنها دیکتاتوری مذهبی در جهان




شاید به نظر عجیب برسد، ولی با نگاهی به حکومتهای دیکتاتوری موجود در جهان مشاهده می شود که هیچ یک از آنها مانند جمهوری اسلامی از دین بعنوان ابزاری برای بقای دیکتاتوری خود استفاده نمی کنند.

   از دیکتاتوری کمونیستی کره شمالی و در مورد کشورهای اسلامی دیکتاتوری پادشاهی عربستان- محل ظهور دین اسلام- تا دیکتاتوری نظامی لیبی یا دیکتاتوری سیاسی سوریه هیچ کدام خود را نماینده خدا بر روی زمین، یا حکومتی الهی نمی دانند و برای ایجاد مشروعیت، از دین سوء استفاده نمی کنند.
    حتی ملک عبدالله، پادشاه خودکامه ی عربستان با آنکه خود را "خادم حرمین شریفین" می خواند، ولی هرگز برای سرپوش گذاشتن بر مشکلاتش به الله و دین متوسل نمی شود و در ساختار حکومتی اش عالمان دینی و مفتی ها جایی ندارند.

      برعکس، در جمهوری اسلامی، مهم ترین و با نفوذ ترین مقام از نظر سیاسی و نظامی، ولی فقیه است که مشروعیت و دلیل وجودی خود را مستقیما از مذهب می گیرد و مقامات مهم سیاسی طبق سنتی نا نوشته، در انحصار آخوندها است.
  در این دیکتاتوری، ولی فقیه یا رهبر، صراحتا خود را نایب امام زمان، نماینده خدا بر روی زمین و ولایت خود را همان ولایت رسول الله می داند و بارها بر آن تاکید می کند. این دیکتاتور خودکامه ی مذهبی و مادام العمر، به بهانه های مختلف از مذهب برای طبیعی و مشروع جلوه دادن دیکتاتوری خود سوء استفاده می نماید.

ولی فقیه، از طریق شورای نگهبان منصوب خود، که شامل 6 "فقیه" و 6 حقوقدان است، در "کلیه ی مراحل انتخابات"، از مرحله ی معرفی کاندیداها تا مرحله ی برگزاری و شمارش آرا، مستقیما اعمال نفوذ و دخالت می نماید.
   دستگاه قضایی که باید دادخواه مردم و دادستان آنها باشد مستقیما زیر نظر او اداره می شود و رئیس قوه ی قضاییه یک فقیه است که او آنرا منصوب می نماید.
و برای آخوندها "دادگاه ویژه ی روحانیت" تشکیل شده تا فساد آخوندها هرگز به جامعه درز نکند.
  فرماندهان کلیه ی نیروهای نظامی شامل ارتش، سپاه و نیروی انتظامی مستقیما توسط او تعیین می شوند.
تنها رسانه ی رادیو تلویزیونی رسمی کشور که با بودجه ای هنگفت اداره می شود و باید نظرات مردم را بازتاب دهد، مستقیما زیر نظر او اداره می شود و تنها دیدگاه های او را انتشار می دهد.

این دیکتاتور خودکامه، وقاحت را حتی بحدی رسانده است که برگزاری همه پرسی هم به شرط تایید او، امکان پذیر است و اختیارات فرا قانونی ای هم مانند "حکم حکومتی" و "فصل الخطاب" بودن برای خود قائل شده است.
  نماز جمعه و انتصاب امامان جمعه در همه ی شهرها مستقیما با نظر او انجام می گیرد و از این نظر حتی دین مردم نیز در انحصار او است و مسجد و نماز جمعه هم به تریبون دیکتاتوری تبدیل شده است.


    حال با وجود چنین اختیارات گسترده و فرا قانونی ای در دست یک فرد، و بدون وجود "هیچ" مکانیزمی برای مورد سوال قرار دادن و پاسخگویی او به مردم، آیا انتظاری جز یک دیکتاتوری و فساد مطلق از این مقام و چنین حکومتی  می توان داشت؟

۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

آیا با سانسور، جامعه آماری بالاترین واقعی می شود؟

  سانسور و اعمال نظر، خود نوعی دستکاری مصنوعی و جهت دهی در جریان طبیعی سایت است.
تا پیش از دخالت مستقیم بالاترین در نحوه دیده شدن لینکهای ارسالی، لینکهای نقد دین و لینکهای مذهبی از نظر قوانین ارسال لینک (طی مراحل ارسال تا داغ شدن) هر دو در شرایط برابری قرار داشتند. اینکه از شمار بیشتر لینکهای نقد دین و شمار اندک لینکهای مذهبی چنین نتیجه گیری شود که جامعه آماری کاربران بالاترین غیرواقعی و یک طرفه است، نتیجه گیری کاملا نادرستی است. به عبارت دیگر دلایل کاملا متفاوتی در این امر نقش داشته اند و جلوگیری از راه یافتن لینکهای ضد مذهبی به صفحه اول تاثیر چندانی بر ترکیب فعلی کاربران و ترغیب کاربران مذهبی نخواهد داشت.

  اگر هدف، واقعی نمودن جامعه آماری کاربران بود، بهترین تصمیم می توانست لغو عضویت دعوتنامه ای باشد تا با فراهم آمدن امکان عضویت آزاد کاربران مذهبی ترکیب فعلی کاربران که بیشتر در اختیار کاربران غیر مذهبی است بر هم بخورد.

البته این امر در صورت اجرا تنها یک پیش نیاز بوده و پس از آن به میزان استقبال افراد مذهبی از عضویت در بالاترین بستگی خواهد داشت.

بدون اینکه هیچ برآورد و تخمینی در مورد شمار کاربران مذهبی و میزان نارضایتی آنها صورت گیرد ناگهان تصمیم یکجانبه محدود کردن لینکهای ضد مذهبی اعمال می گردد. اگر قرار باشد تا با هدف نیازردن هر گروه و عقیده خاصی، عقاید مخالف آن را محدود کرد دیگر آزادی معنایی نخواهد داشت.  کمترین کاری که می شد در این مورد انجام داد این بود که در احترام به کاربران بالاترین و به شمار آوردن آنها، پیش از تصمیم گیری به اجرای چنین طرحی یک نظر سنجی انجام می گرفت تا موافقین و مخالفین و شمار واقعی آنها مشخص شود.


  اشتباهی که بالاترین با این تصمیم مرتکب شد، نه تنها به واقعی تر شدن جامعه کاربران بالاترین کمکی نکرد، بلکه این سانسور آشکار، با مداخله در روندی طبیعی و ایجاد وضعیتی غیر طبیعی موجب شد که از طرفی تندی و میزان اهانت در ارسال کنندگان لینک های ضد مذهبی شدیدتر گردد و از سوی دیگر ابراز هم دردی و اعتراض کاربران دیگر را نیز برانگیزد.
   به این ترتیب تصمیمی که با هدف کاهش اهانت به ادیان گرفته شده بود در عمل نتیجه ای کاملا متضاد را به دنبال داشت.

در پس این واقعیت که میزان استقبال و رای های مثبت به لینکهای نقد و تمسخر دین (که میزان برداشت توهین آمیز نسبت به این لینکها از طرف افراد مذهبی ممکن است بسته به شدت گرایش مذهبی آنها متغیر باشد) بسیار بیشتر از لینکهای مذهبی است دلایل زیادی نهفته است که برخی از این دلایل شاید به نظر غیر منطقی باشد ولی تاثیر زیادی بر این واقعیت داشته است.

عامل اصلی، حکومتی است که امروز به نام دین بر ایران حاکم است و دین را دستاویزی برای توجیه خود، سرکوب مخالفان، نقض حقوق و آزادیهای جامعه قرار داده است. حکومتی اسلامی که خود را جانشین بر حق حکومت علی و رهبرش خود را نایب اما زمان می داند.  طبیعی است که در دل این حکومت که یک نماد زنده و موجود از دین اسلام است، نارضایتی از حکومت به طور ناخودآگاه به سمت نارضایتی از دین گرایش پیدا کند. دلیل دیگر وجود کاستی های متعدد و ناهمخوانی و حتی تضاد شدید دین اسلام (دینی متعلق به 1400 سال پیش) با ارزشها و معیارهای امروزی بشریت است. این ناهمخوانی ها از جنبه های مختلف اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی دیده می شود. عامل دیگر این است که اصولا افراد مذهبی تمایل کمتری به شرکت فعال در ارسال لینک و بحث ها دارند.


پس بهترین تصمیم برای واقعی نمودن جامعه آماری کاربران بالاترین می تواند لغو حالت عضویت دعوتنامه ای باشد و برای کاهش حساسیت های ضد دین و بازگشت به وضعیت طبیعی، محدودیت جدید اعمال شده بر روی لینکهای ضد مذهبی باید برداشته شود.