درباره

‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

ملت، سرنگونی نظام را می خواهد



"الشعب، یُـرید، اِسقاط النظام"   شعاری که مستقیما حکومت را هدف قرار می دهد.

    این شعاری بود که از تونس آغاز شد و دیکتاتوری بن علی را سرنگون کرد و پس از آن به مصر رسید و مبارک را نیز به سرنوشت او دچار کرد و امروز در سراسر خاورمیانه، پر دیکتاتور ترین منطقه جهان، طنین انداز شده است.  در بحرین، یمن، اردن، سوریه و لیبی مردم کشورهای عربی این شعار را در خیابانها بر علیه دیکتاتورها و پادشاهان کشورهای خود فریاد می زنند.


    در ایران نیز دیکتاتور خونخواری چون خامنه ای بر سر کار است که از سال 68 پس از مرگ خمینی بر تخت خلافت تکیه زده است.  او در این بیست سال هر گاه که دیکتاتوری خود را در معرض خطر دیده، خون مردمان این سرزمین را بر زمین ریخته است. در این دو دهه، با گذشت هر سال از خلافت او دیکتاتوری اش شدیدتر و محدودیت های سیاسی، اجتماعی، سانسور، خفقان و سرکوب در جامعه ایران بیشتر شده است.

    این دیکتاتور در فرصتهای مختلفی که برای اصلاح نظام در جهت خواستهای مردم وجود داشته، نه تنها از این فرصتها استفاده نکرده بلکه با تشدید فضای سرکوب و خفقان بر موضع خود اصرار نموده است. در سال پیش دیکتاتوری او به نقطه اوج خود رسید و آخرین حلقه های زنجیره دیکتاتوری اش نیز تکمیل شد.

     امروز، پس از ریختن خون اینهمه بیگناه، و در حالی که کوچکترین نشانه ای از تمایل و تصمیم برای گفتگو و اصلاح ساختار حکومتی به چشم نمی خورد، خامنه ای وضعیت را به نقطه ای رسانده است که هیچ اصلاحی جز سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی قابل انجام نیست.
امروز، ملت سرنگونی نظام را می خواهد.

۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

چرا خامنه ای که از انقلاب مردم مصر به زبان عربی حمایت کرد، در برابر انقلاب مردم بحرین و کشتار شیعیان آنجا سکوت کرده است؟



   آیا همین خامنه ای نبود که در نماز جمعه ی 15 بهمن و در حالی که حدود یک هفته از اعتراضات مردم مصر بر ضد دیکتاتوری حسنی مبارک می گذشت، در یک خطبه ی کامل و به زبان عربی با مردم مصر سخن گفت و خود را حامی انقلاب آنها بر ضد رژیم مبارک نشان داد؟ 

  اگر این دیکتاتور، واقعا از انقلاب مردم کشورهای عربی حمایت می کند، چرا با وجود گذشت چندین روز از اعتراضات مردم بحرین بر ضد پادشاهی خودکامه ی آنجا که از دوشنبه 25 بهمن آغاز شده است و با وجود برخورد وحشیانه پادشاه سنی بحرین و ارتشش با مردم اکثرا شیعه ی آن کشور، هیچ واکنشی به آن نشان نداده است.

    چرا این دیکتاتور حتی به ادعا های مذهبی خود هم پایبند نیست و اینچنین در برابر کشتار شیعیان در همسایگی ایران سکوت کرده است.

   این کار او، نه تنها مهر تایید دیگری بر دو رویی و برخورد دوگانه ی او است بلکه بار دیگر دروغین بودن ادعاهای مذهبی او و استفاده ی ابزاری او از دین برای بقای دیکتاتوری اش را اثبات می نماید.

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

انگار همین دیروز بود




انگار همین دیروز بود که "کامران دانشجو" رئیس ستاد انتخاباتی وزارت کشور و وزیر علوم فعلی احمدی نژاد، نتیجه ی کودتای احمدی نژاد-شورای نگهبان را اعلام کرد و رهبر کودتا، خامنه ای آن را تایید کرد.

انگار همین دیروز بود، وقتی در 25 خرداد 88، خامنه ای مزدوران مسلحش را به خیابانها اعزام کرد تا مردم معترضی را که در اعتراض به خس و خاشاک خواندن خود از سوی احمدی نژاد، گماشته ی او، در یک راهپیمایی آرام به سوی "آزادی" حرکت می کردند به خاک و خون کشد و مزدوران سپاهی و بسیجی و سربازان گمنام لباس شخصی اش خون پاک سهرابها و جوانان این سرزمین را بر زمین ریختند.

انگار همین دیروز بود که ولی فقیه پس از سخنرانی تهدید آمیزش در "نماز" جمعه، شنبه 30 خرداد "ندای ایران" و دیگر ایرانیان را به شهادت رساند.

انگار همین دیروز بود که به فرمان "صادق محصولی" وزیر کشور و وزیر رفاه فعلی (مسئول هدفمند کردن یارانه ها) احمدی نژاد، مزدوران سپاهی و بسیجی، نیمه شب به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران حمله بردند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند و در زیر زمین وزارت کشور زندانی کردند.

انگار همین دیروز بود که در کهریزک، مزدوران گمنام دیکتاتور، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و جوانان آزادی خواه را تا حد مرگ شکنجه کرده و به شهادت رساندند.

انگار همین دیروز بود که در تظاهرات 18 تیر، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر هزاران نفر زخمی و زندانی شدند.

انگار همین دیروز بود که در یکشنبه 6 دی 88 و روز عاشورا در ماه حرام "محرم"، "نایب امام زمان" بی سابقه ترین وحشی گری و خونریزی اش را انجام داد و خامنه ای چندین نفر از جوانان ایران را به شهادت رساند.


در 25 بهمن، تاریخ دوباره تکرار شد. خامنه ای هنوز، "تشنه ی خون" است.

سورة خَامِنِه اي



تَبَّتْ يَدَا خَامِنِه ايٍ وَتَبَّ ﴿1﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَقامُهُ وَ مَا كَسَبَ ﴿2﴾ سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿3﴾ نارٌ النـّاسُ المُعتـَصَب(4) وَ أحمَدي نِجادُ حَمَّالََ الْحَطَبِ ﴿5﴾ فِي جِيدِهِ حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ﴿6﴾

شان نزول این سوره ی قمی، مربوط به زمانی است که آیت الله خامنه ای به زبان عربی با مردم مصر سخن می گفت و آنها را به تظاهرات بر ضد دیکتاتوری مبارک فرا می خواند در حالیکه خود یک هفته بعد با تظاهرات مردم ایران به شکلی وحشیانه برخورد کرد.

در اینجا بود که در شامگاه دوشنبه ناگهان جبرئیل ظاهر شد و این سوره را به زبان عربی نازل نمود. 

   آیه اول به یک دست بودن خامنه ای اشاره دارد و بیان می کند که دست دیگر او نیز بریده خواهد شد. در آیه ی 4 به وعده ی الهی مبنی بر اینکه به زودی خامنه ای گرفتار آتش خشم مردم خواهد شد اشاره شده است. آیه های 5 و 6 نیز به سرنوشت دردناک احمدی نژاد همدست او اشاره می نماید.

۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

مرگ بر جمهوری اسلامی



 
صبح امروز در آغاز جلسه مجلس فرمایشی خامنه ای، لاریجانی رئیس مجلس او در سخنانی همچون گذشته تظاهرات دیروز مردم آزادیخواه را به "عوامل صهیونیستی و منافقین و سلطنت طلبها" نسبت داد و سران فتنه را بازیچه دست آمریکا و اسرائیل خواند.
  پس از آن در اقدامی بی سابقه گروهی از نمایندگان خامنه ای، با تجمع در درون صحن مجلس شعار های مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی، و موسوی و کروبی اعدام باید گردد را سر دادند و همه این سخنان و شعارها از خبر سراسری صدا و سیمای خامنه ای پخش شد.


تظاهرات دیروز جنبش سبز آنچنان خامنه ای را بیچاره کرده است که نقاب دورویی او به طور کامل فرو می افتد و از زبان نمایندگان مزدورش علنا شعار مرگ رهبران جنبش سبز را سر می دهد و در رسانه ی کودتا هم آن را پخش می نماید.


از این پس این شعارها نیز به شعارهای جنبش سبز اضافه خواهد شد:
"مرگ بر خمینی و خامنه ای"**، "مرگ بر جمهوری اسلامی" ، "خامنه ای دیکتاتور، اعدام باید گردد"، "مجلس فرمایشی، منحل باید گردد".

** اگر چه خمینی مرده است ولی افکار او هنوز در قالب جمهوی اسلامی زنده است و او نماد جمهوری اسلامی است.

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

آیا خامنه ای ریسک سرکوب تظاهرات آرام 25 بهمن را خواهد پذیرفت؟



    هنوز یک هفته از زمانی که دیکتاتور جمهوری اسلامی، در نماز جمعه تهران، به زبان عربی با مردم مصر سخن گفت و خود را حامی آنها معرفی کرده و آنها را به ادامه تظاهرات تا بیرون راندن حسنی مبارک تشویق می کرد نمی گذرد.
            این ژست تبلیغاتی خامنه ای و برداشت وارونه از اعتراض ضد دیکتاتوری مردم مصر و ربط دادن آن به انقلاب اسلامی، اگر چه در میان مردم مصر خریداری نداشت و با مخالفت شدید معترضان روبرو شد ولی در ظاهر خامنه ای را موافق اعتراض مصری ها بر ضد دیکتاتوری مبارک نشان داده است.

  حال، آیا دیکتاتور ایران می تواند به فاصله حدود یک هفته از سخنانش با مردم مصر، همه ادعاهایش را زیر پا بگذارد و در "آزادی" همانگونه رفتار کند که مبارک در التحریر با معترضان مصری رفتار نمود؟ آنهم با تظاهرات آرامی که در حمایت از انقلاب مردم مصر برگزار می شود؟
همچنین مطابق با اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی که صراحتا می گوید: "تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏." ذراهپیمایی 25 بهمن، که با عنوان حمایت از انقلاب مردم مصر برگزار می گردد به هیچ وجه نمی تواند "مخل به مبانی اسلام" باشد پس برگزاری آن نه تنها به مجوزی نیاز ندارد بلکه کاملا آزاد است.
به همین دلیل در تظاهرات 25 بهمن، برای حفظ ظاهر هم که شده خامنه ای دست به خشونت نخواهد زد؛ حتی اگر برای ایجاد جو ترس و وحشت، مزدوران سپاهی و بسیجی خود را به خیابانها بفرستد.

از طرفی، بر اساس سفری که از مدتها پیش برنامه ریزی شده بود، عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه یکشنبه شب وارد تهران شد و در روز دوشنبه نیز در تهران خواهد بود و با احمدی نژاد ملاقات خواهد کرد. به همین دلیل برای حفظ آبروی جمهوری اسلامی در نزد رئیس جمهور ترکیه، دست کم تا زمانی که عبدالله گل در تهران حضور دارد، با تظاهرات مردم برخورد نخواهد شد.

در صورت ارتکاب چنین اشتباهی، علاوه بر بی آبرویی جمهوری اسلامی در نزد مقامات کشور ترکیه که به احتمال زیاد این متحد دیرینه جمهوری اسلامی را وادار به تجدید نظر در روابط خود با این حکومت خواهد نمود، از جنبه کشورهای عربی، نه تنها نقاب سخنرانی دروغین او، در نزد افکار عمومی جهان عرب که هنوز در حال و هوای جنبش مردم مصر قرار دارند بر خواهد افتاد بلکه اندک آبرویی را هم که ممکن بود در میان بخشی از توده های عربی داشته باشد از دست داده و در نزد آنها حتی منفورتر از مبارک خواهد شد.

   همچنین در عرصه بین المللی که همچنان تحت تاثیر جنبش مردم مصر قرار دارد، اقدام نسنجیده او بازتاب رسانه ای بسیار گسترده تری خواهد داشت و بر خلاف سال 88 با واکنش فوری و شدیدتر کشورهای اروپایی و آمریکا روبرو خواهد شد و نسبت به گذشته هزینه های بسیار بیشتری را بر جمهوری اسلامی تحمیل خواهد کرد.

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

حرفی را که امروز سید حسن نصر الله گفت، سی سال پیش خمینی گفته بود


انقلاب ایران را یک عرب زاده به نام سید روح الله دزدید و خلافت اسلامی را در ایران ایجاد کرد و امروز یک عرب زاده به نام سید علی جانشین او شده است.  ولی فقیه مطلقی که چندی پیش شجره نامه خود را در سفر قم منتشر کرد و با افتخار بر عرب زاده بودنش تاکید کرد.
حرفی را که نصر الله زده بود و در آن رهبر سابق و فعلی را عرب زاده خوانده و وجود هویت ایرانی در ایران امروز را رد کرده بود:

« فهل هذا وجه عربي وذاك غير وجه عربي؟ "يمكن أن يكون المقصود إيران، مع أنّه اليوم في إيران لا يوجد شيء اسمه تفريس ولا حضارة فارسية، الموجود في إيران الحضارة الإسلامية، الموجود في إيران هو دين محمد العربي الهاشمي المكي القَرَشِي التُّهامي المُضَري، ومؤسس الجمهورية الإسلامية هو عربي ابن عربي ابن رسول الله محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم، والمرشد الأعلى في الجمهورية الإسلامية اليوم سماحة الإمام السيد الخامنئي قَرَشِي هاشمي ابن رسول الله ابن علي ابن أبي طالب وفاطمة الزهراء وهؤلاء عرب. على كلٍّّ يمكن أن يكون المقصود إيران"، ولن أناقش كثيرا في هذا التفصيل ولكن نحب حقيقة نسمع من غبطته كيف أنّ فوز المعارضة يشكل تهديدا للوجه العربي للبنان.» (متن سخنرانی، ویدئوی یوتوب، دانلود ویدئو)

روح الله خمینی عرب زاده هم سی سال پیش بدترش را گفته بود و علنا با ملی گرایی و هویت ملی مخالفت کرده بود:

«آنهايي كه مي گويند: "ما مليت را مي خواهيم احيا بكنيم "، آنها مقابل اسلام ايستاده اند.اسلام آمده است كه اين حرفهاي نامربوط را از بين ببرد. افراد ملي به درد ما نمي خورند،افراد مسلم به درد ما مي خورند. اسلام با مليت مخالف است . معني مليت اين است كه ماملت را مي خواهيم ، مليت را مي خواهيم ، و اسلام را نمي خواهيم . آن مردكه (5) در خارج گفت كه اول من ايراني هستم ، ملي هستم ، دوم ايراني هستم ، سوم اسلام [ي ]. اين اسلام نيست ، تو سوم هم اسلامي نيستي «.(صحیفه/جلد سیزدهم/صفحه 78)

«اين آقايان همان طوري كه مدعي هستند اسلامي هستيم ، واقع مطلب اين است كه بايد در عملشان ، در قولشان ، در خطابه هايشان ، در حرفهايشان ، در نوشته هايشان ، درروزنامه هايشان نشان بدهند كه ما مسلمانيم «. (صحیفه/جلد سیزدهم/صفحه 77)

«وزارتخانه اي ، اگر در جايي ، احكام اسلام بخواهد جاري نشود، ما در وزارتخانه رامي بنديم . وزارتخانه اي كه ضرر داشته باشد براي اسلام ، براي حكومت اسلامي ، به چه درد ما مي خورد.» (صحیفه/جلد سیزدهم/صفحه 51)

این چنین بود که از هنگامی که خمینی قدرت را در دست گرفت، اسلامی کردن همه شئون ایران در دستور کار قرار گرفت و امروز این امر نه تنها متوقف نشده بلکه با دستور اکید ولی فقیه و رهبر جمهوری اسلامی با شدت و جدیت بیشتری دنبال می شود. 


  نقطه اوج این ایران-ستیزی حاکمان کودتاگر کنونی ایران در واکنش شدید آنان نسبت به شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" نمود پیدا کرد و اقداماتی چون طرح اسلامی کردن علوم انسانی، حذف تاریخ گذشتگان و پادشاهان از کتابهای درسی، مخالفت علنی حکومت با مراسم سنتی ایرانی مانند چهارشنبه سوری، ترویج زبان عربی در مدارس که از آغاز دوره راهنمایی تا پایان متوسطه در ایران تدریس می شود، تبدیل رسانه ملی به رسانه ای نیمه عربی که با تحمیل مصنوعی آخوندها بعنوان مجری و کادر مدیریتی تولید برنامه های تلویزیونی صورت گرفته و موارد متعدد دیگر، تداوم  این ایران-ستیزی را در گفتار و رفتار آنها اثبات می نماید.