درباره

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

آیا خامنه ای ریسک سرکوب تظاهرات آرام 25 بهمن را خواهد پذیرفت؟



    هنوز یک هفته از زمانی که دیکتاتور جمهوری اسلامی، در نماز جمعه تهران، به زبان عربی با مردم مصر سخن گفت و خود را حامی آنها معرفی کرده و آنها را به ادامه تظاهرات تا بیرون راندن حسنی مبارک تشویق می کرد نمی گذرد.
            این ژست تبلیغاتی خامنه ای و برداشت وارونه از اعتراض ضد دیکتاتوری مردم مصر و ربط دادن آن به انقلاب اسلامی، اگر چه در میان مردم مصر خریداری نداشت و با مخالفت شدید معترضان روبرو شد ولی در ظاهر خامنه ای را موافق اعتراض مصری ها بر ضد دیکتاتوری مبارک نشان داده است.

  حال، آیا دیکتاتور ایران می تواند به فاصله حدود یک هفته از سخنانش با مردم مصر، همه ادعاهایش را زیر پا بگذارد و در "آزادی" همانگونه رفتار کند که مبارک در التحریر با معترضان مصری رفتار نمود؟ آنهم با تظاهرات آرامی که در حمایت از انقلاب مردم مصر برگزار می شود؟
همچنین مطابق با اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی که صراحتا می گوید: "تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏." ذراهپیمایی 25 بهمن، که با عنوان حمایت از انقلاب مردم مصر برگزار می گردد به هیچ وجه نمی تواند "مخل به مبانی اسلام" باشد پس برگزاری آن نه تنها به مجوزی نیاز ندارد بلکه کاملا آزاد است.
به همین دلیل در تظاهرات 25 بهمن، برای حفظ ظاهر هم که شده خامنه ای دست به خشونت نخواهد زد؛ حتی اگر برای ایجاد جو ترس و وحشت، مزدوران سپاهی و بسیجی خود را به خیابانها بفرستد.

از طرفی، بر اساس سفری که از مدتها پیش برنامه ریزی شده بود، عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه یکشنبه شب وارد تهران شد و در روز دوشنبه نیز در تهران خواهد بود و با احمدی نژاد ملاقات خواهد کرد. به همین دلیل برای حفظ آبروی جمهوری اسلامی در نزد رئیس جمهور ترکیه، دست کم تا زمانی که عبدالله گل در تهران حضور دارد، با تظاهرات مردم برخورد نخواهد شد.

در صورت ارتکاب چنین اشتباهی، علاوه بر بی آبرویی جمهوری اسلامی در نزد مقامات کشور ترکیه که به احتمال زیاد این متحد دیرینه جمهوری اسلامی را وادار به تجدید نظر در روابط خود با این حکومت خواهد نمود، از جنبه کشورهای عربی، نه تنها نقاب سخنرانی دروغین او، در نزد افکار عمومی جهان عرب که هنوز در حال و هوای جنبش مردم مصر قرار دارند بر خواهد افتاد بلکه اندک آبرویی را هم که ممکن بود در میان بخشی از توده های عربی داشته باشد از دست داده و در نزد آنها حتی منفورتر از مبارک خواهد شد.

   همچنین در عرصه بین المللی که همچنان تحت تاثیر جنبش مردم مصر قرار دارد، اقدام نسنجیده او بازتاب رسانه ای بسیار گسترده تری خواهد داشت و بر خلاف سال 88 با واکنش فوری و شدیدتر کشورهای اروپایی و آمریکا روبرو خواهد شد و نسبت به گذشته هزینه های بسیار بیشتری را بر جمهوری اسلامی تحمیل خواهد کرد.

۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

آزادی چشم به راه ماست




فریادهای جوانان مصری در "التحریر"، سرانجام، دیکتاتور مصر را به زانو در آورد و به دیکتاتوری سی ساله او پایان بخشید.
در این سوی دنیا، "آزادی" به التحریر می نگرد و به یاد روزهای پر شوری می افتد که فریادهای "مرگ بر دیکتاتور" ستونهای کاخ ضحاک زمان را به لرزه در می آورد.

آزادی چشم به راه ماست تا بغض یکساله ای را که دردها و رنجهای هزاران زندانی در بند، خون پاک دهها شهید و دهها اعدامی را به دوش می کشد بشکند و بهمن خشم این ملت را بر سر دیکتاتور ایران فرو ریزد.
آزادی چشم به راه ماست تا به جهانیان نشان دهد جنبش آزادی خواهی ایران تا سرنگونی دیکتاتور هرگز از پا نخواهد نشست.
تا بگوییم که خون نداها و سهرابها هرگز پایمال نخواهد شد.
تا مایه دلگرمی همنوعانی باشد که بیش از یکسال است در سیاهچالهای خامنه ای در زیر شکنجه سربازان گمنامش قرار دارند.

25 بهمن، آزادی دیگر دربند نخواهد بود. روزی که یادآور 25 خرداد خونین است؛ دوشنبه ای که خامنه ای خون جوانان این سرزمین را بر زمین ریخت تا چند گاهی بیشتر بر تخت خلافتی که به ناحق از آن خود کرده است باقی بماند.
   خلیفه ی مادام العمر، دیگر آرامش نخواهد داشت. دیگر نخواهیم گذاشت که به سادگی و "بی تاوان"، خون جوانان بیگناهمان را بر زمین ریزد و بیگناهان دیگری را تنها به جرم فریاد آزادی خواهی در بند کشد.

بهمن آزادی، دوباره کاخ ستم را به لرزه در خواهد آورد.

۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

21 بهمن – فرصتی استثنایی برای خیزش دوباره جنبش سبز




حوادث روزهای اخیر کشور مصر، بر خلاف آنچه در ظاهر از صدا و سیمای ولایت فقیه تبلیغ می شود، بیش از هر چیز سران دیکتاتور جمهوری اسلامی را نگران کرده است.
با اینکه مبارک امروز در لبه پرتگاه سقوط قرار دارد و در طی روزهای آینده به سرنوشت بن علی دچار خواهد شد، ولی صدای فریاد های مردم مصر تا ایران و به گوش سید علی نیز رسیده است و این روزها او یکی از بدترین روزهای خود را می گذراند.
درست در زمانی که حکومت با آغاز دور جدید اعدام گسترده ی زندانیان سیاسی و غیر سیاسی با شدیدترین محکومیت ها از سوی جامعه جهانی روبروست، و در مراحل اولیه اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و تورم اقتصادی شدیدی که بر جامعه تحمیل شده است، ترس جمهوری اسلامی از سرایت جنبش مردم مصر به ایران و روحیه گرفتن و خیزش دوباره جنبش سبز، به این موارد افزوده شده و آنهم در در این روزهای حساس و در آستانه سالگرد انقلاب 57 و بر سر کار آمدن دیکتاتوری ولایت فقیه که اهمیت زیادی برای حکومت دارد، این رژیم را در مخمصه بزرگی قرار داده است.

این فرصتی تاریخی است که در صورت بهره گیری درست جنبش سبز از آن، می تواند سر آغاز فروپاشی دومینویی دیکتاتوری جمهوری اسلامی باشد.   فرصتی که شاید دیگر تا مدتها مانند آن تکرار نشود.
امروز در حالی که اعتراضات مردم مصر در صدر اخبار جهانی است، وقوع یک اعتراض خیابانی در ایران، حمایت و همدردی ای بسیار بیشتر از خرداد 88 را از طرف مردم و حکومتهای کشورهای جهان در پی خواهد داشت.

برگزاری آرام و باشکوه راهپیمایی 22 بهمن که نماد رژیم جمهوری اسلامی است، مهمترین هدف سران حکومتی در طی روزهای آینده خواهد بود.  از این رو، همچون سالهای پیش خبرنگاران رسانه های بین المللی به ایران دعوت خواهند شد تا این راهپیمایی حکومتی را آنگونه که جمهوری اسلامی می خواهد به دنیا مخابره کنند.

خامنه ای یک هفته زودتر، در 15 بهمن در نماز جمعه حاضر می شود تا با تهدید دوباره سران فتنه و خط و نشان کشیدن برای آنها جلوی حضور احتمالی شان را در راهپیمایی هفته بعد بگیرد.
در هفته بعد برای ایجاد رضایت موقت، سری دوم یارانه ها چند روز زودتر به حساب مردم ریخته خواهد شد و همزمان صدور قبض های جدید آب، برق و گاز که در همین روزها باید انجام می گرفت تا پس از 22 بهمن به تعویق افتاده است.
اما شرکت جنبش سبز در راهپیمایی 22 بهمن هر چقدر هم که گسترده باشد بدلیل انتساب این روز به جمهوری اسلامی و حضور سنتی مزدوران و هواداران رژیم، بیشتر به سود آن تمام خواهد شد و به احتمال زیاد به تکرار دوباره تجربه تلخ سال پیش منجر خواهد شد.

جنبش سبز، که یک جنبش اعتراضی بر ضد حکومت فعلی است برای نشان دادن آشکار این اعتراض باید پیش از هر چیز خود را از این رژیم تفکیک نماید. بنابراین راهپیمایی اعتراضی جنبش باید در روزی غیر از روز مورد نظر حکومت باشد.


    روز پنج شنبه 21 بهمن بهترین گزینه برای این راهپیمایی می تواند باشد. زیرا نخست، به علت قرار گرفتن در آخر هفته و تعطیلی فردا امکان حضور شمار بیشتری از مردم در آن راهپیمایی وجود خواهد داشت و در کنار آن به دلیل نزدیک بودن به 22 بهمن و حضور خبرنگاران بین المللی پوشش خبری گسترده ای خواهد داشت، از طرفی در بحبوحه اعتراضات مردم مصر که در برابر چشمان ناظر جامعه جهانی انجام  می گیرد حکومت جرات برخورد شدید با این تظاهرات را نخواهد داشت، زیرا که هرگونه توسل به زور و سرکوب از طرف حکومت، با واکنش بسیار شدیدی از طرف جامعه جهانی روبرو خواهد شد.
  بعلاوه چون انتظار این است که هواداران حکومت روز 22 بهمن در راهپیمایی شرکت نمایند، و راهپیمایی 21 بهمن حتی اگر در سکوت هم برگزار شود، به طور مشخص به مخالفان حکومت و جنبش سبز منتسب خواهد شد.
همچنین برگزاری این راهپیمایی پیش از 22 بهمن، تاثیر زیادی در تضعیف روحیه حکومت خواهد داشت و نتیجه دیگر آن این خواهد بود که راهپیمایی روز بعد تحت الشعاع این راهپیمایی قرار گرفته و اهمیت آن کمتر خواهد شد.


امروز، فرصتی استثنایی است که شرایط بین المللی در بهترین حالت خود به سود جنبش سبز قرار دارد و از نظر داخلی نیز با انجام طرح هدفمند کردن یارانه ها جامعه آماده یک طوفان اقتصادی است.
       فرصتی که می تواند اعتراضات خیابانی جنبش سبز را دوباره بیدار نماید، آتشفشانی که اینبار با انگیزه و روحیه گرفتن از جنبش مردم مصر، مستقیما بر سر دیکتاتوری خامنه ای فرو خواهد ریخت و سرنوشتی همچون بن علی را برای سید علی رقم خواهد زد.

۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه

تظاهرات خودجوش در حمایت از شاه



اصفهان/سال 57/کمی پیش از انقلاب*.

ترجمه ویدئو: اصفهان در دو روز گذشته شاهد اعتراضات ضد شاه بود. در حالی که بقیه نقاط ایران عمدتا آرام بود.
حکومت اعلام کرد که 9 نفر در این اعتراضات ]..[ کشته شدند. مخالفان، این رقم را 40 نفر اعلام می کنند.
بانکها، رستورانهای آتش گرفته [..]، همگی شاهدی بر نا آرامی هاست.
بخشهای زیادی از شهر با بکارگیری مواضع سنگین نظامی شامل خودروهای زرهی [..] مسدود شده است.
همچنین گشتهای منظم با بالگرد نیز انجام می گیرد.
اصفهان یکی از پایگاه های اصلی ناوگان بالگردهای شاه است که بالگردهای [..] ساخت آمریکا در آن قرار دارد.
اما امروز در اصفهان، روز انجام تظاهراتی در حمایت از شاه بود. نشانه های زیادی مبنی بر سازماندهی شده بودن این تظاهرات دیده می شد.
ارتش از صبح زود در تعداد زیاد حضور داشت، و با متوقف کردن اتوموبیل ها، تصاویر شاه را به عابران داده و به رانندگان می گفت که بوق زده و چراغ های اتوموبیلها را روشن نمایند تا حمایت خود را از رژیم نشان دهند.
بزودی، گروههایی از جوانان که چماق هایی را در دستان خود تکان می دادند بجای نیروهای ارتش جایگزین شدند.
گروههای دیگر با عبور از خیابان در حمایت از شاه شعار "چاوید شاه، جاوید شاه" سر می دادند.
در آغاز بعد از ظهر، چندین هزار تظاهر کننده بیرون بودند، چماق ها بزرگتر شده و بعضی با خود اسلحه سرد [..] حمل می کردند.
که در میان آن ساطور و حتی یک تبر دیده می شد.
ارتش به نشانه شادی و پیروزی،[..] تیراندازی هوایی انجام می داد. جمعیت، به طور فزاینده ای به خشونت گرایید و شیشه های پنجره ها را در مکانهایی که متعلق به افراد ضد شاه بود شکسته شد.

* طبق توضیح آپلود کننده، ویدئو مربوط به تاریخ 14/12/1978 یا 23 آذر 1357 است. یعنی حدود یک ماه پیش از فرار شاه از ایران.

۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

در جمهوری اسلامی، اعدام یعنی تروریسم





  وقتی همه ما به چشم دیدیم این حکومت وحشی پس از اعتراضات به کودتای انتخاباتی چگونه در برابر دوربین های موبایل با وحشی گری تمام ایرانیان را به خاک و خون کشید.
  وقتی از زمانی که این حکومت تروریست شماری از معترضان به کودتای انتخاباتی را با اتهام محاربه اعدام نمود مدت زیادی نمی گذرد. هنگامی که سال پیش در همین روزها پس از کشتار عاشورا چندین نفر از معترضان زندانی را با برگزاری دادگاهی فرمایشی به اعدام محکوم نمود.

چگونه می توانم اتهامات سنگینی را که این رژیم برای سرکوب مخالفانش به زندانیان وارد می کند باور کنم. چگونه می توانم ادعاهای بی پایه و اساسی چون محاربه، جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی و .. را که در جمهوری اسلامی تنها ابزار و توجیهی برای حذف و اعدام مخالفان است باور کنم.


در این جمهوری تروریستی اسلامی هر نوع حکم اعدامی از دید من بی اعتبار و بی پایه و مردود است.
  در حکومتی که هیچ نشانی از عدالت نیست و "داد" گاهی وجود ندارد و بیداد سراسر ارکان این حکومت را در بر گرفته، هر نوع اعدامی مساوی و برابر با "ترور" است.

  
  همه حاکمان و دست اندرکاران این حکومت، از رهبر خودخوانده تا زیردستانش همگی در برابر این "تروریسم دولتی" مخالفان مسئول هستند و باید پاسخگو باشند.

خامنه ای به عنوان فرمانده کل قوا، مسئول جان تک تک انسانهایی است که خونشان بدست سپاه و بسیج در خیابانها بر زمین ریخته شد. او و آملی لاریجانی، گماشته اش در قوه قضاییه، مسئول یک یک اعدامهایی هستند که در سیاهچالهای این رژیم انجام می گیرد.



رژیمی که در خیابان با سلاح جنگی معترضان را می کشد و در زندان با طناب دار آنها را اعدام می کند و  تصور می کند که با بستن اتهامات سنگین می تواند این جنایت ها را پذیرفتنی جلوه دهد، باید بداند که هیچ یک از این اعدامها و جانهایی که به ناحق گرفته شد از یاد نخواهد رفت و همگی در حافظه تاریخ ثبت می گردد.

   روزی که کاخ ستم ضحاک فرو پاشید، او و همدستانش باید برای هر جنایتی که مرتکب شده اند پاسخگو باشند و به سزای جنایت های خود برسند.

۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

من کنت مولاه فهذا خامنه ای مولاه



عید غدیر قم بر پادوهای ولایت مبارک.

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

استفتاء از مرجع تقلید بالاترین درباره فعالیت کفار در این سایت



آیا کفار می توانند در جمهوری اسلامی بالاترین فعالیت نمایند و حکم دقیق آن چیست؟


   فعالیت کفار در جمهوری اسلامی بالاترین تا زمانی که مفسده ای نداشته باشد بلا اشکال است لاکن در یک مملکت اسلامی کفار باید تابع حکومت اسلامی باشند. صفحه اول بالاترین مانند مسجد است و نماد مملکت اسلامی است، چون مساجد سنگرهای اسلام است ورود کفار به آنجا حرام است؛ و همینطور است درباره صفحات لینکهای داغ.
و از آنجا که رافت و عطوفت اسلامی بالاترین شامل حال کفار نیز می شود، آنها اجازه دارند کفرشان را در خانه ی خود (صفحه شخصی) نگه دارند.

 15 ذی الحجه سنه 1431 هجری قمری - آیت الله العظمی بالادار مد ظله العالی.

۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

حذف یک لینک داغ از صفحه اول، توهین به کاربران رای دهنده به آن لینک است




برای داغ شدن لینکها قانون مشخصی وجود دارد و هر لینک در صورتی که برآیند رای های مثبت و منفی به آن از حد نصاب داغ شدن لینک فراتر رود، داغ شده و به طور خودکار به صفحه اول منتقل می گردد.
    پس داغ شدن یک لینک نشان می دهد که آن لینک پس از مشاهده توسط شمار زیادی از کاربران دارای دیدگاههای مختلف و متفاوت و جمع آوری تدریجی رای ها برآیند نهایی اش توانسته از حد نصاب لازم عبور کند و ارزش مشاهده شدن در صفحه اول را داشته باشد.

   حذف لینکها از صفحه اول و صفحه لینکهای داغ با دور زدن سیستم طبیعی و اعمال قدرت از بالا، پیش از هر چیز توهینی آشکار به کاربران رای دهنده به لینک (اعم از مثبت و منفی) و "نادیده گرفتن" و بی ارزش شمردن رای آنها است و هر چه میزان امتیاز یک لینک حذف شده بیشتر باشد بار این توهین سنگین تر و محدوده آن گسترده تر (به تعداد بیشتری از کاربران) است.
   
    به این ترتیب لینکی که شاید طی چندین ساعت به امتیاز لازم برای داغ شدن رسیده با حذف ناگهانی آن از صفحه لینکهای داغ عملا جایگاه و ارزشش از یک "لینک تازه" نیز پایین تر می آید. زیرا که در هیچ جایی جز صفحه شخصی کاربر ارسال کننده لینک قابل مشاهده نیست.


   این اقدام بالاترین نقض کننده فلسفه وجودی و هدف اصلی این سایت بعنوان یک سایت اشتراک لینک است که "رای کاربرانش" تعیین کننده ارزش لینک ها است.

  بنابراین با توجه به تداوم این عمل کاملا مغایر با دموکراسی، کاربران بالاترین می توانند به نشانه اعتراض به این نظارت استصوابی، از این پس به لینکهای داغ شده بالاترین رای بیشتری ندهند تا با پایین آوردن متوسط رای هایی که لینک های داغ می گیرند، بار توهین به خود را کمتر نمایند.
   همچنین برای دسترسی به لینکهای حذف شده، کاربران می توانند لینکهایی را که محتوای آنها آدرس لینکهای حذف شده را در بر می گیرد ارسال کنند، یا در بخش پشتیبانی تاپیکی را ویژه لینکهای داغ حذف شده ایجاد کنند.

۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

جمهوری اسلامی بالاترین، نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر (امام بالادارنژاد)



اینطور نباشد که یک عدَه بیایند از آزادی بالاترین سوء استفادَه کنند و بدترین توهین ها به اسلام بشـَد؛ به مقدسات این ملت توهین بشَـد. اینها آزادی را نمی فهمند. 
 آزادی هست،لاکن در چارچوب اسلام باید باشد.  نمی شود به اسم آزادی هرج و مرج کرد.
   آن مردِکه آمده دو طفلان مسلم را به خرس قطبی تشبیه کرده؛ اینجا به مسلمین توهین شد،  تو کی هستی که اینطوری می کنی.

   اینجا جای کافران نیست. مملکت اسلامی است. نمی شـَـد که به ائمه و اهل بیت توهین بشـَد. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را بردند اینها. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می دهیم.
ما علاوه بر اینکه لینکهای توهین به اسلام را از صفحه اول می خواهیم برداشته بشـَد، کارهای دیگری هم در آینده می خواهیم انجام بشَد. دلخوش به این مقدار نباشید.
    این کفاری که می گویند بالاترین را ما بالاترین کردیم، اینها خدعَه می کنند. بالاترین را این پابرهنگان و مستضعفین بودند که به اینجا رساندند.  یک عدَه دیگر گفتن که ملاک توهین چیست، از کجا می شود این را فهمید؟    این را فقهای اسلامی بالاترین بهتر تشخیص می دهند. شما صلاحیت این را ندارید.

۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

آیا با سانسور، جامعه آماری بالاترین واقعی می شود؟

  سانسور و اعمال نظر، خود نوعی دستکاری مصنوعی و جهت دهی در جریان طبیعی سایت است.
تا پیش از دخالت مستقیم بالاترین در نحوه دیده شدن لینکهای ارسالی، لینکهای نقد دین و لینکهای مذهبی از نظر قوانین ارسال لینک (طی مراحل ارسال تا داغ شدن) هر دو در شرایط برابری قرار داشتند. اینکه از شمار بیشتر لینکهای نقد دین و شمار اندک لینکهای مذهبی چنین نتیجه گیری شود که جامعه آماری کاربران بالاترین غیرواقعی و یک طرفه است، نتیجه گیری کاملا نادرستی است. به عبارت دیگر دلایل کاملا متفاوتی در این امر نقش داشته اند و جلوگیری از راه یافتن لینکهای ضد مذهبی به صفحه اول تاثیر چندانی بر ترکیب فعلی کاربران و ترغیب کاربران مذهبی نخواهد داشت.

  اگر هدف، واقعی نمودن جامعه آماری کاربران بود، بهترین تصمیم می توانست لغو عضویت دعوتنامه ای باشد تا با فراهم آمدن امکان عضویت آزاد کاربران مذهبی ترکیب فعلی کاربران که بیشتر در اختیار کاربران غیر مذهبی است بر هم بخورد.

البته این امر در صورت اجرا تنها یک پیش نیاز بوده و پس از آن به میزان استقبال افراد مذهبی از عضویت در بالاترین بستگی خواهد داشت.

بدون اینکه هیچ برآورد و تخمینی در مورد شمار کاربران مذهبی و میزان نارضایتی آنها صورت گیرد ناگهان تصمیم یکجانبه محدود کردن لینکهای ضد مذهبی اعمال می گردد. اگر قرار باشد تا با هدف نیازردن هر گروه و عقیده خاصی، عقاید مخالف آن را محدود کرد دیگر آزادی معنایی نخواهد داشت.  کمترین کاری که می شد در این مورد انجام داد این بود که در احترام به کاربران بالاترین و به شمار آوردن آنها، پیش از تصمیم گیری به اجرای چنین طرحی یک نظر سنجی انجام می گرفت تا موافقین و مخالفین و شمار واقعی آنها مشخص شود.


  اشتباهی که بالاترین با این تصمیم مرتکب شد، نه تنها به واقعی تر شدن جامعه کاربران بالاترین کمکی نکرد، بلکه این سانسور آشکار، با مداخله در روندی طبیعی و ایجاد وضعیتی غیر طبیعی موجب شد که از طرفی تندی و میزان اهانت در ارسال کنندگان لینک های ضد مذهبی شدیدتر گردد و از سوی دیگر ابراز هم دردی و اعتراض کاربران دیگر را نیز برانگیزد.
   به این ترتیب تصمیمی که با هدف کاهش اهانت به ادیان گرفته شده بود در عمل نتیجه ای کاملا متضاد را به دنبال داشت.

در پس این واقعیت که میزان استقبال و رای های مثبت به لینکهای نقد و تمسخر دین (که میزان برداشت توهین آمیز نسبت به این لینکها از طرف افراد مذهبی ممکن است بسته به شدت گرایش مذهبی آنها متغیر باشد) بسیار بیشتر از لینکهای مذهبی است دلایل زیادی نهفته است که برخی از این دلایل شاید به نظر غیر منطقی باشد ولی تاثیر زیادی بر این واقعیت داشته است.

عامل اصلی، حکومتی است که امروز به نام دین بر ایران حاکم است و دین را دستاویزی برای توجیه خود، سرکوب مخالفان، نقض حقوق و آزادیهای جامعه قرار داده است. حکومتی اسلامی که خود را جانشین بر حق حکومت علی و رهبرش خود را نایب اما زمان می داند.  طبیعی است که در دل این حکومت که یک نماد زنده و موجود از دین اسلام است، نارضایتی از حکومت به طور ناخودآگاه به سمت نارضایتی از دین گرایش پیدا کند. دلیل دیگر وجود کاستی های متعدد و ناهمخوانی و حتی تضاد شدید دین اسلام (دینی متعلق به 1400 سال پیش) با ارزشها و معیارهای امروزی بشریت است. این ناهمخوانی ها از جنبه های مختلف اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی دیده می شود. عامل دیگر این است که اصولا افراد مذهبی تمایل کمتری به شرکت فعال در ارسال لینک و بحث ها دارند.


پس بهترین تصمیم برای واقعی نمودن جامعه آماری کاربران بالاترین می تواند لغو حالت عضویت دعوتنامه ای باشد و برای کاهش حساسیت های ضد دین و بازگشت به وضعیت طبیعی، محدودیت جدید اعمال شده بر روی لینکهای ضد مذهبی باید برداشته شود.

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

حرفی را که امروز سید حسن نصر الله گفت، سی سال پیش خمینی گفته بود


انقلاب ایران را یک عرب زاده به نام سید روح الله دزدید و خلافت اسلامی را در ایران ایجاد کرد و امروز یک عرب زاده به نام سید علی جانشین او شده است.  ولی فقیه مطلقی که چندی پیش شجره نامه خود را در سفر قم منتشر کرد و با افتخار بر عرب زاده بودنش تاکید کرد.
حرفی را که نصر الله زده بود و در آن رهبر سابق و فعلی را عرب زاده خوانده و وجود هویت ایرانی در ایران امروز را رد کرده بود:

« فهل هذا وجه عربي وذاك غير وجه عربي؟ "يمكن أن يكون المقصود إيران، مع أنّه اليوم في إيران لا يوجد شيء اسمه تفريس ولا حضارة فارسية، الموجود في إيران الحضارة الإسلامية، الموجود في إيران هو دين محمد العربي الهاشمي المكي القَرَشِي التُّهامي المُضَري، ومؤسس الجمهورية الإسلامية هو عربي ابن عربي ابن رسول الله محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم، والمرشد الأعلى في الجمهورية الإسلامية اليوم سماحة الإمام السيد الخامنئي قَرَشِي هاشمي ابن رسول الله ابن علي ابن أبي طالب وفاطمة الزهراء وهؤلاء عرب. على كلٍّّ يمكن أن يكون المقصود إيران"، ولن أناقش كثيرا في هذا التفصيل ولكن نحب حقيقة نسمع من غبطته كيف أنّ فوز المعارضة يشكل تهديدا للوجه العربي للبنان.» (متن سخنرانی، ویدئوی یوتوب، دانلود ویدئو)

روح الله خمینی عرب زاده هم سی سال پیش بدترش را گفته بود و علنا با ملی گرایی و هویت ملی مخالفت کرده بود:

«آنهايي كه مي گويند: "ما مليت را مي خواهيم احيا بكنيم "، آنها مقابل اسلام ايستاده اند.اسلام آمده است كه اين حرفهاي نامربوط را از بين ببرد. افراد ملي به درد ما نمي خورند،افراد مسلم به درد ما مي خورند. اسلام با مليت مخالف است . معني مليت اين است كه ماملت را مي خواهيم ، مليت را مي خواهيم ، و اسلام را نمي خواهيم . آن مردكه (5) در خارج گفت كه اول من ايراني هستم ، ملي هستم ، دوم ايراني هستم ، سوم اسلام [ي ]. اين اسلام نيست ، تو سوم هم اسلامي نيستي «.(صحیفه/جلد سیزدهم/صفحه 78)

«اين آقايان همان طوري كه مدعي هستند اسلامي هستيم ، واقع مطلب اين است كه بايد در عملشان ، در قولشان ، در خطابه هايشان ، در حرفهايشان ، در نوشته هايشان ، درروزنامه هايشان نشان بدهند كه ما مسلمانيم «. (صحیفه/جلد سیزدهم/صفحه 77)

«وزارتخانه اي ، اگر در جايي ، احكام اسلام بخواهد جاري نشود، ما در وزارتخانه رامي بنديم . وزارتخانه اي كه ضرر داشته باشد براي اسلام ، براي حكومت اسلامي ، به چه درد ما مي خورد.» (صحیفه/جلد سیزدهم/صفحه 51)

این چنین بود که از هنگامی که خمینی قدرت را در دست گرفت، اسلامی کردن همه شئون ایران در دستور کار قرار گرفت و امروز این امر نه تنها متوقف نشده بلکه با دستور اکید ولی فقیه و رهبر جمهوری اسلامی با شدت و جدیت بیشتری دنبال می شود. 


  نقطه اوج این ایران-ستیزی حاکمان کودتاگر کنونی ایران در واکنش شدید آنان نسبت به شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" نمود پیدا کرد و اقداماتی چون طرح اسلامی کردن علوم انسانی، حذف تاریخ گذشتگان و پادشاهان از کتابهای درسی، مخالفت علنی حکومت با مراسم سنتی ایرانی مانند چهارشنبه سوری، ترویج زبان عربی در مدارس که از آغاز دوره راهنمایی تا پایان متوسطه در ایران تدریس می شود، تبدیل رسانه ملی به رسانه ای نیمه عربی که با تحمیل مصنوعی آخوندها بعنوان مجری و کادر مدیریتی تولید برنامه های تلویزیونی صورت گرفته و موارد متعدد دیگر، تداوم  این ایران-ستیزی را در گفتار و رفتار آنها اثبات می نماید.